سلام بچه ها
حالتون چطوره خوبید
۴ سال گذشت از ساخت وبلاگم
۴ سال پر از اتفاق های عجب غریب ... گاهی شیرین گاهی تلخ ولی همه تجربه
نوشته های الانم اگه توجه کرده باشید با نوشته های ۴ سال پیش فرق کرده دلیلش چیه...
همون تجربه و رشد فکری هست .... به نظر خودم الان وبم مفید تر شده برای شما دوستان گلم
البته وبلاگ نویسی من به این ۴ سال بر نمیگرده اونهایی که منو بیشتر میشناسند میدونند که من یه
وبلاگ دیگه هم داشتم خیلی دوستش داشتم راز نهفته دو دل که هک شد اگه بروید تو گوگل سرچ بکیند
بالا میاد ... میتونید مقایسه بکنید نوشته های ۶ سال پیش رو با الان و تغییرات اون رو بیشتر درک بکنید و ببیند ... راستی شاید یه مدت کوتاه نباشم البته نه برای استراحت نمیخوام برم نه به خدا به اجبار باید دور بشم البته بهتره بگم دارند دورم میکنند از نت .... دعا کنید این دوری زیاد طول نکشه ...
همه شما گل هایم رو دوست دارم
میخواستم برای ۴ سالگی وبم جشن بگیرم ولی خب حوصله ندارم....
همین هم شد که اینجوری ساده بیام و براتون اینجا آپ بکنم...
شرمنده همه هستم ....
تنهام نگذاریم ...
بر میگردم...~![]()
![]()
| + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 | ساعت11:13 | توسط محسن از هندیجان |

سبحان ربى الاعلى
خداوندا در بىنیازى خویش منگر در نیازمندى ما نگر .
بىزیانى خویش مبین زیانكارى ما مشتى بینوایان را ببین .
خداوندا لطف تو بىپایان است از پا افتادگانیم ما را دست گیر كرم تو بىعلت است ما ناچیزان را درپذیر .
یا رب اگر نه لطف تو فریاد رسد
پیدا بود كه كوشش ما تا كجا رسد
خداوندا ما را كه اجازت است با تو سخن گفتن بدبخت ما اگر جز آن كارى كنیم . خداوندا ما را كه رخصت است یاد تو كردن زیان كار ما اگر غیر آن كنیم .
خداوندا اگر زندهایم جمال تو را زندهایم و اگر مىمیریم آشكار كردن جلال تو را مىمیریم .
خداوندا به حق خداوندى تو بندگى ما را بر جهانیت خویش درپذیر و دست رد بر سینه ما مشتى گداى بینوا باز ننه .
خداوندا مىدانى كه دل ما جز به یاد تو شاد نیست یاد خویش از ما دریغ مدار .
خداوندا مىدانى كه نفس خویش را براى تو دشمن مىداریم شر این دشمن از ما به دور دار .
خداوندا چه زمانى باشد كه از ما جان خواهى و با اخلاص جان را نثار فرمان تو كنیم ،به حرمت آن زمان ما را از آنكه حرف خلاف تو شود نگاهدار .
خداوندا اگر ما را نفَسى برنیاید شاید اما اینكه یك نفس بىرضاى تو برآید نشاید، ما را از این خذلان محمى دار .
خداوندا بندهایم ،بندهایم ،بندهایم چه مىباید كرد تا چنان كنیم .
خداوندا تو را آیم نه خود را اگر مىدانى كه چنین است ما را به خود مگذار .
خداوندا از خود ضعیفتر بندهاى نمىدانم این ضعیف را دست گیر .از خود فقیرتر كسى نمىبینم مرا به طاعت خویش توانا گردان .
خداوندا هر كسى را حول و قوتى داده تو حول و قوت من باش .
سبحان ربك رب العزة عما یصفون سلام على المرسلین و الحمد و لله رب العالمین
برگرفته از حكمت خیام
اثر : عباس كیوان قزوینی
| + نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 | ساعت15:14 | توسط محسن از هندیجان |
با نام و یاد خدایی که آفرید ما رو برای کمک به دیگران
سلام به تک تک عزیزانم که این مدتی 3 ماهی که از نت دور بودم اومدید سر زدید و حالی از منه بی معرفت گرفتید . ممنونم انشا الله یه روز جبران تمام زحمت های شما رو بکنم.
چطورید؟ خوبید؟ انشاالله
تعطیلات سال نو هم تموم شد راستی فراموشم شد عید هموتون مبارک باد
کیا برای من سال نو موقع تحویل سال دعا کردند راستشو بگویید خجالت نکشید اگه دعا نکرده اید عیبی نداره من که ناراحت نمیشم از دستشون ولی من برای تک تک شما ها دعا کردم قبل از تحویل سال هم 2 رکعت نماز خواندم به نیابت تموم دوستام عزیزانم انشاالله سالی خوب و سرشار از موفقیت داشته باشید.
شاید دوست داشته باشید بدونید این مدت محسن کجا بوده کجا رفته بود که نمییومد شرمنده همه هستم اگه از من نپرسید این سوالو چون جواب قانع کننده ای شاید نداشته باشم نه نه نه فکر نکنید رفته بودم دنبال تفریح و خوشی نه به خدا این مدت فقط رنج بوده فقط رنج چیزی دیگه نبوده هنوزم هست ولی چیکار میتونم بکنم باید تحمل کنم چون خواست خداست میدونم داره بدجوری امتحانم میکنه نمیدونم شاید راه صحیح رو جلو پام داره میذاره شاید داره بهم میگه محسن داری راه رو اشتباه میری شاید... نمیدونم خدا فعلا داره تمام مهره هایی که داشتم برای رسیدن به هدفم رو ازم داره میگیره داره میبرشون به سوی خودش ....
این مدت اتفاقهای بد که برایمون افتاد کم نبود بدترینش همین اواخر سال بود که واقعا عیدی خوبی بود که خدا گذاشت تو دستم عیدی که هیچ وقت فراموشش نمیکنم عیدی که تا ابد تو دلم میمونه .......
بار ها میخواستم جبران کنم کار خدارو و جواب تمام زحمتهاشو بدم ولی نشد ترسیدم ....
ترس از خودم ؟! نه به خدا .... ترس از خانواده .... ترس از بعد دادن هدیه .... که چه خواهد شد ..... کیا از دادن هدیه شاد میشوند ... کیا ناراحت ..... البته میدونم ناراحتی اون بیشتر از شادی اون هست ....
به هر حال نشد ... چرا دارم حرفشو میزنم ....
راستشو بخواهید بد جوری این مدت گرفتار بودم میخواستم براتون آپ کنم ولی هر موقع که اومدم یه مشکلی پیش می اومد مثلا میخواستم برای تولد خودم آپ کنم ولی نشد دست بعضی از بچه ها درد نکنه یادشون بود تبریک گفتند مرسی .. برای بهار نوروز می خواستم آپ کنم اینم نشد برای چندین مناسبت ولی ....
الانم که میخواهم یه چیزی بنویسم نمیدونم از کجاش بنویسم میترسم بنویسم داد و فریاد بعضیا بلند بشه بگویند محسن باز شروع کردی باز از این حرفا زدی خودمم دوست ندارم حرف بزنم در اون مورد ها دست خواهر گلم درد نکنه{ اسم از کسی نمی اورم شاید دوست نداشته باشه نامی از اون ببرم} گفت که محسن حیف این وبلاگ نیست که بخواهی با این حرفهای بیهوده خرابش بکنی این همه وبلاگ هست این همه ادم هست در اون مورد ها حرف میزنند چرا تو هم میخواهی راه اونها رو بروی چرا یه راه حل خوب برای خودت پیدا میکنی چرا یه روشی خوب انتخاب نمیکنی چرا یه چیزی نمینویسی که به سود دوستات باشه به نفع اونها باشه حرفهای .... فقط باعت دلخوری و ناراحتی میشه نزن منم قول بهش دادم که راهمو درست بکنم برای همین چیزی حرفی نمیزنم تو خودم میریزم که یه جوری باهاشون کنار بیام دیشب اینقدر بهم ریخته بودم که در حال نماز خواندن 2 بار میخواستم از پشت بیوفتم اینقدر سرم درد گرفته بود بعد نماز رفتم تو حیاط نزدیک به نیم ساعت بدون اینکه بایستم دور حیاط میچرخیدم مثل این دیوونه ها تا کمی اروم شدم ... نمیدونم چه مرگمه این روزا همه اش افسرده ام باید راه حلی برای خودم پیدا بکنم محسنی که همیشه کمک حال عزیزاش بود حالا خودش گرفتار شده البته گرفتاری محسن فرق میکنه با همه دوستاش چون خودش باید حلش بکنه این بحرانی که تو اون قرار گرفته بدون اینکه از کسی کمک بگیره چون هر بلایی سرم میاد از خودمه ... از بی عقلی خودمه .... باید راهی براش پیدا بکنم .... محسن ، محسن همیشگی نیست .... باید برگردم به همون محسن ...راه سختیه می دونم ولی چاره چیه راه سخته که ادمو میسازه
درسته بچه ها ...
تنها خواهشی که از تک تک شما گلهای خوبم دارم دعاست
دعا برای ارامشم
دوستتون دارم مرسی
مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره
شیشه نازک دل ، منتظره تلنگره![]()
| + نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388 | ساعت12:18 | توسط محسن از هندیجان |
دوستان گلم سلام چطورید خوبید ؟
شرمنده همه شما عزیزان هستم اخه مدت زیادی نبودم . بعضیا از دوستان که از حال روزم خبر دارند چند باری تماسهایی گرفته اند و میدونند چرا من نوبدم این مدت البته هنوز مشکلات تموم نشده ولی خب امروز رو تعطیل کردم و گفتم آپ کنم دلم هم بدجوری برای همه شما ها تنگ شده بود؟
چخبرا در غیاب من خوش میگذره ؟
خب برام سراغ آپ امروز...
نقاب....!
چرا نقاب؟؟ چرا ما نقاب به صورت می زنیم؟؟ اصلا نقاب خوبه یا بده؟ .. حالا خدایی شما نقاب می زنید یا نه؟...........
اینها همه سوالاتی هستند که ذهن منو به خود جلب کرده برای همین رفتم یه خورده تحقیق کردم و به نتایجی رسیدم الان میخوام براتون نتیجه اون تحقیقات رو بنویسم و امید دارم برای شما دوستان گلم مفید باشه .
انواع مختلف نقاب ها :
1.. محیط نا ایمن".. یکی از عامل هایی که باعث می شود فرد از نقاب استفاده کند. امنیت روانی و اجتماعی است. به طور معمول افرادی که از وجود یک محیط امن و شاداب محروم اند از فضای روان شناختی مطلوبی نیز بهره مند نیستند از این رو برای کسب امنیت خود و دور کردن ترس و اظطراب پشت نقاب خود پنهان می شوند در واقع نقاب در این افراد فقط به عنوان یک سازوکار دفاعی به کار می رود. دروغ...ظاهرسازی...غیبت...تهمت.. از جمله این رفتارهای دفاعی است. 2.. انسان نقاب دار".. فردی است که مرز بین شخصیت خصوصی و شخصیت اجتماعی را بر هم زده است و در هر دو حوزه از یک ماسک استفاده می کند و در قبال صمیمی ترین اطرافیان تا غریبه ترین و دورترین آنان یک نوع رفتار و واکنش نشان می دهد. چنین فردی به خاطر حل شدن در نقاب شخصیتی خود توان فرق گذاشتن بین خود واقعی و خود ساختگی اش را ندارد. در نتیجه در همه حال در چهار چوب همان نقاب یا قاب عکس که برای خود ساخته ظاهر می شود. 3...انسان بی نقاب".. چنین فردی از خود واقعی اش غافل نیست و "نقاب" را زمانی به کار می گیرد که ضرورت اقتضا می کند. انسان بی نقاب خود را از طریق قاب عکس به دنیا نمی شناساند بلکه ضمن حفظ سازگاری اجتماعی و ملاحضه مرز های دیگران خود واقعی اش را به نمایش می گذارد و خود را آن چنان که هست نه بیش تر و نه کمتر باور دارد. چنین فردی از یک انعطاف پذیری ویژه برخوردار است به گونه ای که در هر مکان و زمانی رفتار خاصی از خود نشان می دهد. البته نباید آنان را با افراد متظاهر و ریا کار که برای دست یابی به خواسته های نا معقول خود به ایفای نقش های بیمار گونه می پردازند اشتباه گرفت. برای نمونه در مواجه با یک کودک.. کودک درون را نمایان می سازند و در برخورد با یک بزرگ سال به زبان او سخن می گویند. در قبال همسرشان یک وظیفه انجام می دهند و در قبال دیگران وظیفه دیگر. 4... نقاب خوبه یا بد؟ نقاب به همان اندازه که مفید وضروری است خطرناک نیز می تواند باشد. خطر جدی زمانی است که فرد با نقاب ساختگی خود یکی می شود یعنی آن صورتک کاذب جایگزین خود واقعی او می شود. در این حال فرد یک بعدی شده و از شکوفایی باز می ماند. 5.. تولد انسان جدید".. به اعتقاد"یونگ" و "راجرز" شخصیت واقعی هر انسانی در پشت نقاب او قرار دارد. از این رو هنگامی که فرد به فرو پاشی نقاب خود اقدام می کند در مسیر یک تولد دوباره قرار می گیرد و انسان جدیدی متولد می شود که تا این زمان در پس نقاب خود پنهان شده بود..
خب حالا با این توضیحات شما جزء کدوم یک از این گروه ها هستید؟
نظر فراموشتون نشه![]()
مرسی![]()
منتظرم![]()
![]()
![]()
| + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 | ساعت10:9 | توسط محسن از هندیجان |

