تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

۩ معبد نیایش ۩

۩ معبد نیایش ۩

رمضان ماه مهمانی خدا

حكمت روزه داشتـن بگـذار
باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آمــوزد و تسلط نفـس
و ز تو شیطان تو رمیده شود

هر که صبرش ستون ایمان بود
پشت‏ شیطان ازو خمیده شود

آفتــــاب ریــاضتی که ازو
میوه معرفت رسیده شود

چه جلایی دهد به جوهر روح
کادمی صافی و چکیـده شود

بذل افطار سفره عدلی است
که در آفــاق گستـــریده شود

فقر بر چیده‏ دارد از خوانـی
که به پای فقیر چیده شود

شب قدرش هزار ماه خداست
گوش کن نکتــه پروریـده شود

از یــکی میــــوه عمـــل کـــه درو
کشته شد، سی هزار چیده شود

گر تکانی خوری در آن یک شب
نخـل عمــر از گنـه تکیـده شود

مفت مفروش کز بهای شبی
عمرهـا باز پـس خـریده شود

روز مهلت گذشت و بر سر کوه
پرتــوی مانـده تــا پریــده شـود

تا دمی مانده سر بر آر از خواب
ور نه صور خــدا دمیـــده شــود

شعر از : شادروان استاد شهريار 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:29  توسط محسن از هندیجان  | 

منتظرم باشید

سلام بچه ها خوبید؟

نمیدونم چجوری از همه شما ها تشکر کنم که این مدتی که نبودم وبلاگم رو تنها نگذاشتید

سر زدید با این که من نبودم

خیلی ها هم هنوز منتظر بر گشتنم هستند دستشون درد نکنه

خیلی ها هم از دستم ناراحت شدند چرا محسن یهویی رفت

چی شد

چرا نمیاد نت

فراموشمون کرده؟

بی معرفت شده؟

تنبل شده

یا خیلی حرفهای دیگه که زده بودید چه خصوصی و چه عمومی

ولی بازم باید صبر کنید بر میگردم

شاید ۱ یا ۲ هفته دیگه بیشتر طول نکشه

داره کارهای یه خورده کم میشه

میدونید یهویی خیلی کارها ریختند روی سرم

اونم تنهایی گاهی بابا هم بود کنارم ولی بازم همه کارهای رو خودم انجام داده ام

حسابی بدنم آب شده

تو این ۱ ماه و شاید ۱ ماه نیمی که نبودم مدام صبح ظهر شب گاهی مواقه تا ساعت ۳:۳۰ شب سر کار بوده ام

دوباره صبح ساعت ۷:۳۰ بازم کار  هر کسی جای من بودم با این شرجی هایی که هست شاید تحمل نمیکرد

میدونم از دستم ناراحتید معذرت میخوام از همه

قول میدم به همین زودی بیام

فقط از همه یه خواهی کوچیک میخوام برام دعا کنید

که امتحاناتی که دادم رو با قبولی پشت سر بگذارم خیلی برام مهمه تو زندگی اینده ام دعا کنید میبینید که با این

ههمه کار باید درس هم بخونم به خدا نمیرسونم

تو رو خدا یه مدت دیگه هم تحمل کنید بر میگردم

قول میدم جبران کنم تمام خوبیهاتونو

الان هم باید برم سر کار

شرمنده

دوستتون دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:29  توسط محسن از هندیجان  |