تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

۩ معبد نیایش ۩

۩ معبد نیایش ۩

تقدیم به بهترین دوست...

بنام خالق زیباییها


سلام به داداش محسن و همه شما دوستهای داداش محسن...

اومدم دینی که داداش محسن به گردنم داره اینجوری اداش کنم...

نمیدونم از آقا محسن خبر دارید یا نه....

اومدم یه خبر خوش بدم...

داداش محسن ما رفت خونه بخت...

داداش محسن ما دوماد شده...

امروز میرن گروه خون....

لی لی لی لی لی لی....

من که خیلی خوشحالم...

اونقد که از خوشحالی گریم گرفت...

اومدم بهش تبریک بگم...

به برکت این ماه قسم میدم...

به حق فاطمه زهرا...

خدا جون...داداش محسن از زندگیش خیر ببینه...

کوچیکترین غمی تو زندگیش نباشه...

خوشبخته خوشبخت بشه...

خدا زینب خانم لیاقت محسن رو داشته باشه...

خدا جون...ای خدا هرچی خوبی تو دنیاست به این عزیز بده...

ایشاالله به اندازه موهای سرش بلکه بیشتر عمر کنه...

عمر بلند و با عزت...

من حدودن فکر کنمک با این عزیز تو نت آشنا شدم...

به خدا افتخار میکنم ازینکه خدا منو با این پسر گل آشنا کرد...

خیلی دوستش دارم...حتی بیشتر از اونیکه فکرشو بکنه...

محسن خیلی مهربونه...خیلی...

قلبش خیلی پاکه...

تو عمرم پسر به این خوبی ندیده بودم...

برا من یه فرشته بود...

به خدا راست میگم...

راستی خاهرش فاطمه خانم هم رفت خونه بخت...

فاطمه جون بهت تبریک میگم...

آرزو میکنم تو زندگیت خوشبخت بشی...

میخام تا شب بنویسم...

میخام از خوبی های این عزیز بگم...

هر چی بگم کم گفتم...

باز هم بهت تبریک میگم...

هیچوقت خوبیاتو فراموش نمیکنم....

همیشه به یادت هستم...

از طرف من به خانواده سلام برسون...

امیدوارم بدیهای منو ببخشی...

خیلی اذیتت کردم...

و خیلی مزاحمت شدم...

محسن من رو هم دعا کن...

دوستت دارم داداشی مهربون...

بهترینهارو برات آرزو میکنم...Flower

خدا نگهدارت عزیزم...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:24  توسط محسن از هندیجان  |